شعری خطاب به دانشجویان تربیت معلم از یک شاعر ناشناس
تقدیم به همه ی دلاوران حصارک
شکسته شد به دست ما
هیمنه ی حاکم شب
به دست ما شکسته شد
شیشه ی عمر میر غضببه همت و رشادت
تموم همکلاسیا
حالا دوباره وقتشه
وقت غزل خونی ماببین اگه که دست ما
تو دست همدیگه باشه
چه جوری می تونه که نور
به ظلمت شب بپاشهبازم اگه یکی بشیم
همیشه ما برنده ایم
به کوری کلاغ پیر
همیشه سهم خنده ایمپرچم پیروزی ما
رو سردر حصارکه
دست دعای ما همه
به سنگر حصارکه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 3:54  توسط کمیته تلاش برای آکادمی آزاد در ایران
|
